مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1183
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1563 ] فصل [ سوم ] : اندر حزاز « 1 » آن را ابريه نيز گويند و او ، اجسام صغار باريك شبيه به سبوس است كه از جلد سر بر مىآيد به غير جراحت و گاه مع الجراحت بود . علاج : آنچه خفيف حديث العهد بود او را به روغن بنفشه و روغن كدو بمالند و به اشياء جاليه بشويند چون آب چغندر و بورهء آميخته به آرد نخود و خطمى به سركه مخلوط كرده يا آرد كرسنه و ترمس به لعاب اسبغول ممزوج ساخته يا آرد باقلى و سبوس و تخم خربزه يا مغز خربزه يك جا نموده . و آنچه قوى و مزمن بود ، بايد كه نخستين تنقيه خون و بلغم و سودا نمايند به حسب غلبهء خلط و بعده [ يعنى پس از آن ] سر را حلق فرمايند و چيزى كه قوى الجلا بود استعمال نمايند ؛ چون آرد نخود و حلبه و بوره و آبگينهء سپيد و خردل و مويزج به سركه آميخته و بعد از زمانى اين دوا بشويند و چيزى لزج چون روغن بنفشه و تخم خطمى و كتيرا و لعابها و مانند آن طلا فرمايند و همچنان مىكنند تا كه بتمامه دور شود . و تلطيف غذا لازم شناسند و شيرهء انگور با روغن بادام نوشيدن مولد خون عذب گفتهاند .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Lichen ; sebrrhoea ; dandruff .